تبليغاتX
شیزوفرنی تنها
اعترافات یک ذهن نه چندان خطرناک
 

دانشگاه، حذف واحد به خاطر غیبت، گواهی پزشکی، ضبط فیلم برای پول، ضبط فیلم خودمان، فیلمنامه درهم، ویراست کتاب، ترجمه، داستانهای ننوشته، جیب خالی، دادگاه دوستم، خرابیهای ماشین ...

و پدرم که باید به دندان بکشم از این دکتر به آن آزمایشگاه و شبها باید بشینم بالای سرش و نفسهایش را بشمارم.

این (تیر غیب بخوری) و (خیر نبینی) همین است یا نه؟

 

+ خط خطي شده در  یکشنبه 1388/08/17ساعت 13:24  توسط شیزوفرنیکا | 
 

بدون مقدمه یکی از چهره های فراموش شده و مطرح روزها و وقایع اخیر را معرفی می نمایم:

 

ایشان میباشند

 

و خب احتیاجی به توضیح واضحات نیست.

حال اینجانب دو عدد توصیه، جهت تفکر عمیقتر در باب موشکافی هر چه بیشتر این پدیده نه چندان نوظهور می نمایم. ( والله فقط توصیه را می نمایم )

مدرک بسیار معتبر دال بر نه چندان نوظهور بودن

۱- بروید در جستجوی تصویری گوگل نام ایشان را سرچ فرمایید.بسیار مفرح است مقایسه اولین تصویری که با دیدن وجنات ایشان به ذهن ما متبادر ( اهم اهم ) میشود و آن چه نتیجه جستجوست.

۲- کتاب نایاب ظل الله دکتر براهنی را (که با زحمت بسیار پی دی اف نمودیم به سفارش ساسان عاصی عزیز) از اینجا دانلود کنید و در حینی که از خواندنش لذت میبرید به پدیده مورد نظر و کاربری اش و ریشه های تاریخیش و ... و ... کلا فکر کنید دیگر.رستگار می شویدها.از ما گفتن بود.

 

+ خط خطي شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 21:21  توسط شیزوفرنیکا | 

 

یه موقعهایی آدم دلش نمی‌خواد ناراحتیش کم بشه، می‌خواد زیرشو زیاد کنه و بزاره بجوشه همینطوری …

این موقع هاست که فکر میکنم میشه اون دیالوگ تکان دهنده و جسورانه بیلیارد باز رو تغییر داد و گفت: غصه خوردن (هم) محبوبترین ورزش دنیاست.۱

به قول دوستان وبلاگی (یادم باشد روزی بنویسم) از لذت مازوخیستی تشدید یا تحمیل غم در خود و مود جذاب « تریپ افسرده »

اصل دیالوگ: باختن محبوبترین ورزش دنیاس.

تیتر: عنوان ترانه رولینگ استون

+ خط خطي شده در  دوشنبه 1388/07/27ساعت 3:42  توسط شیزوفرنیکا | 
 

نگاه میکنم به تاریخ آخرین پست وبلاگ و... ای دل غافل که ۹ ماه گذشته.

۹ ماه؛ به اندازه بستن یک نطفه و پس افتادن یک بچه.

این همه اتفاق افتاده و من خواسته و ناخواسته تکانی به اینجا ندادم. کلی حرف ناگفته هست و نیمچه قلمی که همان هم دیگر یاری نمیکند.

دوباره (و چندباره) شروع میکنم. باشد که این بار مستمر و مداوم گردد.

 

+ خط خطي شده در  یکشنبه 1388/07/26ساعت 4:56  توسط شیزوفرنیکا | 
کامپیوترم خرابه.گاهی میام کافی نت واسه مرور ریدر و ایمیل و اینا.اینجا هم که نمیشه درفشانی نمود روی عرصه وب.موسیقی های دل نواز و صحبتهای روح نواز مجابم میکنه فقط وبگردی کنم.تازه ای دی اس ال ندیده ام.میشینم به دانلود.بلاگر هم نمیدونم چه مرگشه باز نمیشه برم اون یکی بلاگو آپ کنم.

این بلاگفا هم رو اعصابمه.

خلاصه دوستان زندگی سخته و این بود مصائب من.

+ خط خطي شده در  یکشنبه 1387/10/08ساعت 21:49  توسط شیزوفرنیکا | 
 

هنوز نمیدانم فعل و انفعالات بدنی اول بهار والدینم بود یا احساس مسولیتشان در قبال سیستم تنازع بقا یا چی.ولی حتما اتفاقی افتاد که نوزاد کم جانی که حتی امید زنده ماندنش نبود و کف دست جا میشد در چنین روزی و آن هم زیر بمباران به دنیا آمد و حیرانیش و سرگردانیش در این دنیا آغاز شد و تا حالا ادامه دارد.

ناچارا مبارکست خب.

 

+ خط خطي شده در  یکشنبه 1387/09/24ساعت 22:7  توسط شیزوفرنیکا | 
 

گهواره گربه

 

+ خط خطي شده در  شنبه 1387/09/23ساعت 18:34  توسط شیزوفرنیکا | 
 

گذشته هیچگاه باز نمیگردد

 

+ خط خطي شده در  جمعه 1387/09/15ساعت 3:54  توسط شیزوفرنیکا | 

تجربه ایست توامان اعصاب خرد کن و دل نشین.
نوشته ای,فیلمی,موسیقی ای,عکسی که ببینی ایده هایت,فکرهایت,سوالات و سردرگمی هایت را بیان کرده.حس خوشایند اینکه همفکری پیدا شده و آنقدرها که فکر میکنی هم تنها نیستی.حس نزدیکی و پسرخالگی با او.یکی, گوشه ای از این دنیا نشسته و به همان چیزهایی که فکر میکنی دغدغه کسی نیست فکر میکند (یا کرده).
ولی حسی (بدحسی) هم هست که به اقصی نقاطت فشار میاورد.که چرا همان موقع طرحش نکردم.
قبول: نبود ابزار و امکانات و آن ترس لعنتی از عواقب و بازخوردها و اینکه لزوما هر کسی قرار نیست و نمیتواند بیافریند. ولی میدانم که این دلایل تو را هم مثل من قانع نمیکند.میدانم که ته همه این بهانه ها, جرقه های ذهنیت گوشه های تاریک مغزت را روشن میکند و قلقلک میدهد که اگر رویشان بنزین آفرینش نریزی پقی میکنند و خاموش میشوند.
وقت تنگ است.دست به کار شو تا این حس دوگانه را لااقل کمتر تجربه کنی.

پ.ن: این همه امکانات و تکنولوژی و خبرنگار شهروند و شهروند خبرنگار و بلاگ و پادکست و اینا.استفاده کن خب.زمان ما این چیزا نبود که.

دکلمه ای ماورای طنز!:جرقه عزیز است غنیمت شمریدش حتما/که ازین طرف وارد و ازان سو فاک فنا خواهد
شد.

برای: براتیگان, بوکوفسکی, مایاکوفسکی,تام ویتس,  پیکاسو, کینو, کوبریک, برتون, جارموش و...
و بدمن همه کمیکهای عالم: خواب بزرگ

+ خط خطي شده در  یکشنبه 1387/09/10ساعت 4:14  توسط شیزوفرنیکا | 

 



دو تا فنلاندی که 1996 تشکیل گروه موسیقی میدهند و تا امروز 7 آلبوم و چند کنسرت داشته اند و هی اعضای گروه عوض میشوند و این دو ثابت و هر کدام 7-8 ساز بلدند و در کشوری که -اشتباه نکنم- ششمین کشور مرفه و ایضا بی درد دنیاست سبکهای خفن ناک Dark folk و progressive folk , neo folk  را دنبال میکنند قبول کنید که آدمهای جالبی اند و موسیقیشان باید شنیدنی باشد.کارها اکثرا تلفیقی مثل اوهام خودمان دارند که ریتم راک است و ملودیها فولک.ولی اینارو بیخیال باحال انگیزناکند بسی.

نمونه سازهایی که IImari Issakainen و Tylko Saarikko استفاده میکنند:


             
                           Udu                                                                 Didgeridoo              

                  
برای شروع  یکی از کارهای گروه TENHI را که به ریشه های فولک نزدیکتر است - که فضایی ریتمیک تر دارد - بشنوید.(+)
و هر هفت آلبوم را از اینجا بردارید و به روح کپی رایت... درود بفرستید.

پ.ن: کم کاری از من نبوده هااااا! این پست مال ۵ آبان بود که به علت پاره های مشکلات فنی و اینا که مسئولیتش پای بلاگفا انتشارش به تعویق افتاد.

+ خط خطي شده در  چهارشنبه 1387/08/22ساعت 1:47  توسط شیزوفرنیکا | 
 
روجلد پرونده بيمار
تله پاتي برقي
گورستان
درباره دارالمجانين
من؟/نقطه سیاه ریزی بر دفتر دنیا/که دنیاها در خود دارم/همچو همه شما...

زنجيرهاي روزانه
پارادوکس شريعتي - سروش
مصادیق جدید منکرات از منظر حاج آقا احمد جنتي
سوئدیهاي انرژي زا
امیر کاستاریکا و مارادونا,فوتبال-هنر-سیاست
دستاوردهای سفر رییس جمهور به آمریكا
فوتوبیوگرافی یک عدد رییس جمهور
گورستان زنجيرهاي روزانه
خط خطي های باستاني
آبان 1388
مهر 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
تیر 1387
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
گورستان دسته بندي خط خطي ها
خط خطيهاي آرتيستيك
خط خطيهاي جماعت زده
خط خطيهاي شيزوفرنيك
خط خطيهاي پليتيك
زنجيرها
سلوچ
الهام آسمانی
وب سايت تورج صابری وند
یادداشت های یک دیوانه
يادداشت هاي يك ديو بدنام
طومار شرزین
خواب بزرگ
Sir Hermes Marana
ranitidine
رضا ناظم
خوابگرد
A Man Called Old Fashion
san lorenzo
سورئالیست
بي اجازه كوچيكترا نه!
ازموسیس
ماداگاسکار
LET IT BURN
عصيان
دمادم
لیدی M
یک پزشک
تراموا
میرزا پیکوفسکی
قوزک پای چپ یک زرّافه‌ی ایده‌آلیست که در یک عصر پاییزی سیگارش تمام شده می‌خارد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان